وای از شیطونیات
جیگمل مامان سلام. یسنا جونم تازگیا خیلی خیلی شیطون شدی و تقریبا غیر قابل کنترل دیشب خونه باباجون اینا بودیم و تو مثل همیشه فقط شیطونی کردی. از دست تو باباجون تلویزیون و باندهای سینما خانواده اش رو حصارکشی کرده .یعنی میزهای بزرگ جلوی مبلهارو گذاشته جلوی اونها تا تو نتونی داغونشون کنی اما تو یه چی دیگه رو خراب می کردی.از دست تو تلفن رو کشیدم و گذاشتم توی اتاق خاله عاطفه.بعد بابا جون میخواست به عمه مهدیه اینا زنگ بزنه و فکر کرد گذاشتمش توی اتاق خاله عارفه تا در اتاق رو باز کرد تو دستت رو گذاشتی لای در باباجون حواسش نبود و وقتی دید تلفن اونجا نیست در و بست.و یه دفعه دیدیم داد تو هوا رفت . بقیه شیطنت ها در ادامه مطلب ...


